تبلیغات
ღ❤Dolls Domination❤ღ - MidNight - Part 25
 
عروسک ها مهربانند...
با تو حرف می زنند برایت دست تکان می دهند و قول می دهند بچه های خوبی باشند... حتی خرسی شیطون بلا ...
همه شادند گاهی با هم دعوا می کنند... اما دنیای عروسک ها قانون قهر ندارد
حکم قاضی همیشه آشتی است. ...
دنیای عروسک ها خیلی قشنگ است همیشه عاشقند ....
عاشقانی که همیشه زیر باران قدم می زنند
همیشه با هم شام عاشقانه می خورند.
همیشه چشم به راه هم می مانند.
دنیای عروسک ها لغات تاریک ندارد فرهنگ لغاتشان پر از لغات زیباست خیانت کلام غریبه ایست....
دنیای عروسک ها مثل دنیای آدم ها نیست آنها تنها یک قلب دارند٬ یک عشق دارند و یک زبان برای ابراز عشق ...
شاید آدم ها برای همین عروسک ها را ساخته اند تا زیبایی ها را فراموش نکنند ....
دلم می خواهد عروسکی شوم در دست کودکی مهربان تا مرا در مهمانی عروسک هایش راه دهد و آنجا در کنار شاهزاده ی مهربان خواب هایم ترانه بخوانم و زیبا عاشق شوم و زیبا غزل بخوانم ....
دوست خوبم، می آیی در زمان سر بخوریم؟! سرسره بازی در زمان هم دنیایی دارد............دنیایی عروسکی......
.
.
به وبلاگ عروسک ها خوش اومدی.....
  :: مدیر وب سایت : F@ti KhanÔm Gôl
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

1 3 5 7 16





Powered by WebGozar

   

گاهی باید کودک باشی تا پاکی و زیبای و صداقت دنیای عروسک ها یادت نرود.......

MidNight - Part 25
یکشنبه 11 مرداد 1394 ساعت 07:50 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست Sogand Seti | ( نظرات )



MidNight



Go to MORE
جونگمین:خودت اینجارو انتخاب کردی یادت رفته؟کی بهت گفت اینجا تو این شرایط بمونی؟وضعیت اینجا همینه سوران!نمیتونی باهاش کنار بیای بهتره خودت و بقیه رو اذیت نکنی
سوران:داری با من اذیت میشی؟
جونگمین ساکت موند بقیه سکوت کرده بودن هیونگ نگران به پوجا نگاه کرد مینسول سمت سوران رفت
سوران بهش نگاه کرد:میدونی چند وقته باهم قدم نزدیم؟حرف نزدیم؟
مینسول: من میخوام باهات وقت بگذرونم اما...
سوران:اما چی؟یه اتفاقی افتاد تموم شد رفت مینسول!
جونگمین فریاد زد:اره افتاد تموم شد رفت ولی ممکن هربار دیگه اتفاق بیوفته هرباریکه نزدیکم میشی عین خیالتم نیست
پوجا خواست حرفی بزنه اما هیون نگاش کرد و اون هم سکوت کرد مینسول داشت دق میکرد میدید سوران بغضی داره که نمیترکه
جونگمین:از درس و دانشگاهت زدی الان اینجایی و فکر این نیستی که وقتی دیگه نخواستمت میخوای چطور زندگی کنی!با کدوم پول و خونه و کار
سوران لبخند تلخی زد:الان نگران منی یا داری بیرونم میکنی؟
جونگمین ساکت موند بعد گفت:یه شرط گذاشتم که قبول نکنی بازی در بیاری اما بازم موندی!...هربار که پیشمی ممکنه بمیری!
سوران لبخند کمرنگی رو لبش بود اروم قطره اشک رو گونش چکید
سوران:من یه روزی!شاید همین نزدیکیا...تو اوج ناامیدی میمیرم حالا ببین کی گفتم
جونگمین با خشم نگاش کرد داشت دیوونه میشد تاالان سابقه نداشت تو همچین مخمصه ایی گیر کنه
سوران:خوب شد یونگ نیست این وضعیت ببینه
جونگمین کفرش دراومده بود:تو هیچ وقت نمیمیری
سوران خنده بلندی کرد:جدی؟وقتی به حرفم رسیدی به یاد امروز افسوس میخوری!باورکن
قلب مینسول لرزید،اشکای سوران روون شد پوجا سمتش رفت اما اون بی توجه به پوجا به مطب رفت
جونگمین:لعنت به این زندگی
سوران رو تخت تو مطب نشسته بود هق هق بی صداش رو اعصاب جونگمین بود،جونگمین سمت مطب رفت
مینسول بهش گفت:جونگمین توروخدا دیگه باهاش دعوا نکن
جونگمین بهش نگاه کرد و سمت مطب رفت،سوران به مطب نگاه کرد جای خالی یونگ اذیتش میکرد شومینه خاموش مطب باعث شده بود سردی هوای بیرون به داخل نفوذه کنه،جونگمین درو باز کرد پشت سوران بهش بود جلو رفت و دست رو شونه سوران گذاشت و اروم زمزمه کرد
جونگمین:سوران؟
سوران بزور گرفت:برو نمیخوام اذیتت کنم
جونگمین سوران سمت خودش برگردوند و بغلش کرد:متاسفم!
سوران هق هق میزد بزور گفت:چرا نگفتی دارم اذیتت میکنم
جونگمین اروم گفت:منظورم این نبود تو ازارم میدی!فقط هربار که باید حواسمو جمع کنم بهت صدمه نزنم اذیتم میکنه!نگو توهم اذیت نمیشی وقتی دربرابر تمام حست چیز خیلی کمی مبینی!
سوران ارومتر شده بود:باورنکردی!باور نداری وقتی گفتم عاشقتم چطور میتونم با کوچکترین چیز اروم شم راضی شم،من به وجودت راضیم هرچقدر کم هم باشی راضی میشم تو چرا نمیفهمی انقدر همه نگاهم از تو پر شده که دیگه هیچیو نمیبینم!
دوباره اشک رو گونش ریخت،جونگمین متاثر شده بود سوران به خودش فشار داد بدنش تو هوای سرد اتاق خنک شده بود،سوران دستش دور جونگمین حلقه کرد
جونگمین:بسه سوران انقدر بخاطر یکی مث من اشک نریز
سوران دوباره خشمگین نگاهش کرد:یکی مث تو؟بخاطر عشقم اشک نریزم؟
جونگمین حرفی نزد بعد گفت:دوست ندارم اشکت ببینم
سوران کم کم اروم شد اگه اون دوست نداشت پس هم گریه نمیکرد جونگمین دم گوشش گفت
جونگمین:بریم بخوابی؟اینجا سرده
بعد دست سوران گرفت و باخودش برد،کسی تو هال نبود،سوران بغل گرفت و کنار خودش خوابوند،سوران دلش میخواست بیدار بمونه و بیشتر حسش کنه خوابیدن تو مدت کوتاهی که اجازه داشت پیشش بمونه مث از دست دادن وقت بود،جونگمین اروم نوازشش میکرد سوران چشماش بسته بود سرش رو سینه جونگمین انقدر اروم بود که جونگمین فک کرد سوران خوابیده اما اون بیدار بود جونگمین اروم بوسه ایی به پیشونی سوران زد و از تخت پایین رفت،سوران بازم اروم بود میخواست ببینه جونگمین میخواد چیکار کنه؛به آشپزخونه رفت لیوان سرد شدش بعد چند ساعت درحال فساد بود،یه لیوان گرم برای خودش درست کرد انقدر عطش سوران رو داشت  که گلوش میسوخت ،سوران اروم از تخت پایین اومد میدونست حرکتش تو خونه رو همه حس میکنن اما نمیتونست جلو کنجکاویش رو بگیره،جونگمین انقدر تشنش بود و مشغول نوشیدن بود که متوجه حضور سوران نشد،تا سوران دید سریع لیوان رو میز گذاشت از پشت میز بلند شد،سوران بهش نزدیک شد لب جونگمین قرمز بود
جونگمین اروم گفت:بیداری؟بمون برم دهنم رو بشورم
سوران جلو راهش رو بست چهرش خونسرد و بی حالت بود جونگمین حس سوران رو نمیفهمید
سوران:تو اینی!منم عاشقت شدم دیگه دست من نیست
جونگمین:سوران...
سوران ل.ب رو ل.ب قرمز و خونی جونگمین گذاشت،جونگمین شوک شد دستش ناخواسته دور سوران حلقه شد طعم خون با ل.بای داغ سوران مقاومتش رو در هم شکست ل.ب.اش رو ل.ب
سوران فشار داد،سوران طعم خون دوست نداشت اما وقتی ارامش اون بود حتما تحمل میکرد جونگمین سوران بغل کرد تا بخودش اومد دید تو هال ایستادن بو.سه های بی وقفه جونگمین
تنش رو داغ کرده بود جونگمین سوران بلند کرد کمتر از یک ثانیه شد تا تو اتاق ایستاد درو بست سوران هیجان زده بود خودش تو بغل جونگمین انداخت،جونگمین ل.ب رو گ.ردن سوران گذاشت بوی تن دا.غش نبضی که رو هزار میزد دیوونش کرده بود،ذره ذره اون ب.دن ظریف رو میخواست رد ل.بای خونیش تمام گ.ردن سوران رو صورتی کرده بود،دستای سوران دور بدن خنک و بی قرار جونگمین حلقه شده بود سوران رو تخت انداخت خودش روش دراز کشیده بود دستش رو قل.ب سوران بود که دیوونه وار میتپید
جونگمن اروم گفت:سوران!الان نمیشه!
سوران نگاه تبداری انداخت و نفس عمیقی کشید جونگمین ادامه داد:صدای قل.بت، نف.سات! ...همه میشنون!میتونی یکم برام صبر کنی؟
سوران دست رو گونه جونگمین کشید:هرچقدر که بخوای عشق من
جونگمین سوران بغل کرد و دوباره بوسید:ممنون ...ام...عزیزم 
چشمای سوران برق زد بلند خندید جونگمین از خنده سوران خندش گرفت اروم دست رو دهن سوران گذاشت
جونگمین:هیسسسسس دیوونه ارامش بقیه رو بهم نزن
سوران دست جونگمین از رو دهنش برداشت و گفت:بزار بفهمن!
بلند داد زد:مینسول شنیدی؟بهم گفت....عزیزم
دوباره خندید:دیدی خوشبختم!؟
جونگمین هم خندش گرفت:با یه عزیزم؟عوضش اینهمه اذیتت کردم
سوران با خنده اخم کرد:هی اصنم اینجوری نیست تو بهشت منی فراموش کردی؟عزیز تو بودن کمه؟هرکی عزیزت بشه دیگه چی میتونه از زندگی بخواد؟
جونگمین:برات انقدر با ارزشم؟
سوران رو گونش دست کشید:بیشتر از ایناست اما خب...هیچوقت حسی که داری رو نمیتونی خوب توصیفش کنی
جونگمین اروم بود:در مورد من کاملا صدق میکنه
سوران:خب بهم بگو من گوش میدم هرچی باشه مهم نیست هرچی دوست داری بگو
جونگمین:چی باید بگم!من درد و دل کردن یادم رفته در تمام این مدت همه چیز فقط تو ذهنم میچرخید
سوران سر جونگمین رو سینش گذاشت
جونگمین:برای شروع بهت بگم!...یکی از لذتای بودن با تو صدای ضربان قلبته رنگ زندگی داره یه موجود زنده آسیب پذیر که بجای اینکه ازم متنفر باشه بترسه دوسم داره میگه بهشتشم!مث رویا میمونه!اگه میتونستم بخوابمو رویا ببینم میگفتم این رویاست
سوران:یعنی میتونم باشم؟رویای تو؟
جونگمین ل.بش رو جایی که قلب سوران بود گذاشت:عشق تو رویای هر مردیه چه برسه من که از حق داشتن هر رویایی تو دنیا محرومم
سوران سر جونگمین بلند کرد بهش خیره شد:جونگمین!نفس من!....
جونگمین:سوران هیچی نگو
سوران:جونگمین بیرون بیا از این قالب!تا کی میخوای خودت از زندگی محروم کنی؟
جونگمین دست رو بازوی سوران کشید:سوران من محکوم به تاریکیم
سوران:دست منو بگیر بیا دوتایی قدم به نور بزاریم منم تو دنیای تاریکم دفن شده بودم،به انتخاب خودم از زندگی بریدم!من باید زندگی میکردم به تنهایی و در عذاب اما ازش صرف نظر کردم حالا که نگاه میکنم میبینم قرار بود من به تو برسم!....خدای من جونگمین من داشتم چیکار میکردم!داشتم از بهشتم صرف نظر میکردم میخواستم به انتخاب خودم برم جهنم!
جونگمین:سوران مطمئنی من بهشتتم؟
سوران:میزاری باشی؟
جونگمین:میخوام باشم!اگه بتونم
سوران لبخند زد:میتونی!هستی باور کن
جونگمین لبخند قشنگی زد که سوران برای بار اول میتونست واقعی ترین و قشنگترین لبخند روی اون دندونای سفید و براق ببینه
جونگمین:دوست داری فردا باهام جایی بیای؟
سوران:معلومه!
جونگمین:اگه تا فردا همینجور هوا ابری باشه میتونیم بریم بیرون،فقط تو مشکلی نداری؟میترسم سرما بخوری
سوران:اصن حرفشم نزن!از الان خوابم نمیبره وای خدا کنه زودتر صب شه
از ذوق پاهاش رو هم کشید و تکون تندی خورد جونگمین خندید
جونگمین:بزار دستمال مرطوب کنم برات بیارم گردنت رو کثیف کردم
سوران رو تخت نشسته بود جونگمین دستمالی که با اب گرم مرطوب شده رو روی گردن و دور ل.ب سوران میکشید؛دوباره اون جاذبه اون تشنگی به وجودش هجوم اورد،دستمال یه گوشه پرت کرد خودش بیشتر سمت سوران کشید ل.ب رو گ.ردن گرم سوران گذاشت،سوران چشماش بست محصور شدن بین بازوهای محکم جونگمین هرچقدر هم خطرناک بود چیزی بود ارزو داشت بدستش بیاره
سوران:اگه دارم اذیتت میکنم میتونم از اینجا برم
جونگمین:تا خودم بهت اجازه ندم حق نداری جایی بری
سوران اروم نگاش کرد جونگمین ادامه داد:اذیتم نمیکنی منو سمت خودت میکشونی
سوران اروم دست تو موهای بلند و مشکی جونگمین کرد،جونگمین چشماش بست،نوازشای سوران ارومش میکرد روح خستش رو بیشتر از قبل محتاج محبت میکرد و هرچی میگذشت
اون محبت رو بیشتر و بیشتر میخواست.نزدیکیهای صبح بود اروم جابجا شد تو تاریکی شب درست نمیتونست صورتش رو ببینه اروم بهش خیره شد
جونگمین:تو که هنوز بیداری!
سوران:مچمو گرفتی؟
جونگمین:حالت بده؟چرا بیداری؟
سوران:خوبم!دلم نمیخواد بخوابم میخوام پیشت باشم
جونگمین:تو که تو بغلم خوابیدی!
سوران:اٍ نه اینجوری!وقتی بخوابم دیگه متوجهت نیستم مث تلوزیون خاموش که چیزی واس دیدن نداره
جونگمین با لحنی که خنده توش موج میزد زمزمه کرد:تلوزیون عزیزم اگه یسره روشن بمونی میسوزی!باید بخوابی!
سوران میخواست بگه بدون اون عمر طولانیش بدرد کسی نمیخوره اما حرفی نزد بنظر میرسید جونگمین تمام حرفای سوران رو از عمق چشمای تیرش میخونه
جونگمین:لطفا بخواب سوران
بعد لبخند بامزه و شیطنت امیزی زد:فردا خیلی باهات کار دارم اگه میخوای پابپام بیای باید قوی باشی
سوران لبخند زد:حداقل یدونه ببو.سم باشه؟
جونگمین خندید چرا نمیتونست به اون چشای منتظر نه بگه؟خم شد و ل.ب رو ل.ب سوران گذاشت بعد اروم عقب رفت
جونگمین:حالا بخواب وگرنه از دفعه بعد باید تنها بخوابی!ظاهرا با من نمیتونی بخوابی
قلب سوران ریخت برای چند ثانیه جونگمین حس کرد قلب سوران یکی دو تپش کند شده
سوران سر رو بازوی جونگمین گذاشت:دیگه خوابیدم
وقتی چشم باز کرد دوتا چشم درست جلو صورتش بود لبایی که اروم بهش لبخندزدن یهو از جا پرید
سوران:وای چقدر خوابیدم؟
جونگمین لبخند زد:تو خیلی کم میخوابی!
سوران:هی چرا بیدارم نکردی؟ازین به بعد ساعت زنگ میزارم!
چشمش به ساعت افتاد بلند گفت:خدای من ساعت 10؟
جونگمین اروم نشسته بود تو تخت و به ورج و وورجه سوران نگاه میکرد،موهای بلند بهم ریختش رو یطرف صورت و دور شونش ریخته بود آستینای بلند پلیوری که تنش بود انگشتای دستش رو پشونده بود،سوران که نگاه خیره و سکوت طولانی جونگمین دید سریع از اتاق خارج شد پله هارو دوتا یکی پایی رفت،بقیه تو هال بودن،هیون کتابی که دستش بود رو بست
هیون:یکی خیلی دیرش شده
بقیه لبخند زدن پوجا با خنده گفت:یادمه اون اوایل میگفت اندازه یه لکوموتیو سروصدا داره
سوران متوجه بقیه نبود سریع دست و صورت شست و به هال رفت صورتش خیس بود
سوران:صبح بخیر
هیونگ خندید:سوران اینجوری خیلی بامزه شدی!
سوران اخم مصنوعی کرد:کجاش بامزست دیر شده بیدارم نکرده
خواست بره تو آشپزخونه اما لحظه ایی صبر کرد:یونگ سنگ شی....امروز میان؟
کیوجونگ اروم بهش نگاه کرد اما هیون جواب داد
هیون:امروز که نه!اما فردا دیگه خونست
سوران دیگه چیزی نگفت و به آشپزخونه رفت در یخچال باز کرد شیر سرد برداشت یکم عسل رو نون مالید شیر رو خورد و سریع به اتاق برگشت جونگمین هنوز تو تخت نشسته بود و با چشم حرکات سوران دنبال میکرد
سوران:اینجوری نگام نکن
جونگمین:خیلی بامزست خیلی وقته عجله یه ادم رو ندیدم
بعد خندید سوران بهش نگاه کرد:اصنم خنده نداره ساعت 11 شد!
جونگمین:آفتاب ملایم از لابلای ابرا بیرون زده یکم صبر کن از ظهر بگذره میدونیکه نور خورشید....
سوران خودش رو تخت انداخت و جونگمین سمت خودش کشید:نمیخوام ازت دور باشم
جونگمین دست سوران تو دستش گرفت ساکت بود سوران بهش نگاه میکرد انقدر اروم بود که مث رویا بود یه لحظه چشاش گرد شد
جونگمین:چی شد؟خوبی؟
سوران:وای جونگمین نکنه بیدار شم ببینم همش خواب بوده!مث این فیلما!ها؟
جونگمین خنده بلندی کرد سوران بهش نگاه میکرد،وقتی میخندید هم زیبا بود،زیباتر
جونگمین:سوران زده به سرت!؟دارم نگرانت میشم!خل شدی؟
دوباره خندید سوران اخم کرد:انقدر خنده داشت؟اونیکه باید همش هواسش جمع باشه منم که یه موقع ناپدید نشی بزاری بری!
جونگمین با لخند گفت:بهت قول دادم یهو ولت نکنم یادته؟
سوران اروم سرتکون داد.
وقتی رسیدن جاییکه جونگمین درنظر داشت هوا داشت تاریک میشد
جونگمین:همینجاست!
سوران نگاهی به آبشار انداخت و برگشت و دورتادور رو ورنداز کرد
جونگمین:دوست داری؟
سوران بهش نگاه کرد نمیدونست چی بگه:نمیدونم چی بگم!اینجا عالیه!من عاشق آبشارم
جونگمین لبخند زد سوران تو تاریکی شب زیر نور مهتابی که از پشت ابرای در حال حرکت بیرون میزد جذابتر بنظرش میومد حسی که درونش شعله میکشید حس خواستن نبود!شکار بود تشنگی ایی که درمانش فقط دریدن نبضی بود که میزد،سمت سوران رفت نگاه خیرش حس دوستانه نداشت سوران به ابی که به رودخونه میرسید نگاه میکرد دیدن سایه جونگمین توی
اب باعث شد با لبخند سمتش برگرده،با دیدن اون چهره شوک شد جونگمین بهش نزدیکتر شد سوران چند قدم عقب رفت پشتش به تنه درختی که لب رودخونه بود خورد سوران بهش نگاه
کرد چقدر میتونست ترسناک باشه،چهره دوست داشتنیش اصلا اشنا نبود دست سردش رو صورت سوران گذاشت،بوضوح میلرزید اخم کرد با خشونت شالگردن از دور گردن سوران کشید موهای بلندش روی سینش پخش شد،جونگمین دستش برد موهای سوران کنار زد یه خط نازک جای شالگردن رو پوست سوران پاره شده بود خط نازک خون از گردنش پایین میومد جونگمین بدون اینکه فکر کنه کمر سوران رو گرفت لبای سردش روی گردن سوران گذاشت ترس تمام وجود سوران رو گرفته بود میدونست الان متوجه نیست و بعد دیوونه میشه میترسید جونگمین رو از دست بده طعم تند و گرم خون سوران براش لذتبخش ترین حس رو داشت نوک زبون سردش رو جای زخم گذاشت بود دستای سوران دور کمرش حلقه شد کم کم از لبای جونگمین داغ میشد دندونای نیش جونگمین از پشت ل بش بیرون اومد و رو گ ردن سوران قرار گرفت دل ش میخواست بیشتراز اینها ازون طعم بچشه،ضربان قلب سوران حواسش رو پرت کرد کم کم اروم شد دندونای نیشش پشت ل ب قرار گرفتن نفساش ارومتر شدن از سوران فاصله گرفت تازه فهمید داشت چیکار میکرد،محکم بازوی سوران گرفت کشید و پرتش کرد یطرف دیگه
جونگمین داد زد:فرار کن بدو لعنتی جیغ بزن بترس ازم فرار کن
سوران بزور از روی برفا بلند شد بازوش درد میکرد نگاهش به جونگمین بود
جونگمین دوباره فریاد زد:ازت بدم میاد کاش بمیری نمیخوام باهات باشم،اینجوری نگاهم نکن دیوونم میکنی میفهمی؟
سوران اروم گفت:خودت گفتی!میخواستی رویام باشی
جونگمین عصبی بود سوران تا اون لحظه اونهمه خشم ندیده بود جونگمین لگد محکمی به یه تکه سنگ زد که اونو ترک داد
جونگمین نیشخندی زد:یه چیزی گفتم توچرا باور کردی من یه شیطانم یه خوناشام که نمیشه رو حرفش حساب کرد
اشک تو چشمای سوران حلقه زد:میخوای بمیرم؟کاش!...بمیرم؟میخوای؟
جونگمین ساکت مونده بود نفس نفس میزد نمیدونست تو سر سوران چی میگذره،سوران لب رودخونه ایی که دورش یخزده بود ایستاد کاپشنش رو با ارامش دراورد لبخندی که رو لبش

بود حس خوبی به جونگمین نمیداد
جونگمین:داری چیکار میکنی؟
سوران بهش نگاه کرد:برای من زیادی سرده....میدونیر که نه؟
چشماش بست اما سردی اب رو حس نکرد وقتی چشماش باز کرد صورتش رو سینه اون بود چند متر دورتراز آبشار،سرش رو بلند کرد برق غمی که تو چشمای جونگمین بود دیوونش
میکرد دست رو موهای لختش کشید نگاه جونگمین با سوران حرف میزد سوران سرش بلند کرد رو ل ب جونگمین بزاره اما جونگمین رو برگردوند سوران ل ب رو گ ردن جونگمین گذاشت و بو.سید دستاش دور گ.ردن جونگمین حلقه شد
سوران:بهشت من!
جونگمین:ازین حرفت متنفرم
سوران رو صورت جونگمین دست کشید:مهم نیست!چون حقیقت رو تغییر نمیده
صداشو بالا برد:تو دیوونه ایی؟ چرا خواستی اونکارو کنی نمیگرفتم چی میشد هان؟
لبخند ارومی زد:راستش یجورایی کاملا مطمئن بودم هیچوقت ذره ایی اب بهم نمیخوره
جونگمین پوفی کرد و نگاه غمگینشو بهش داد:متاسفم سورا...
سوران:تو همه جور حقی رو من داری!اگه بیشتر میخوای من با عشق بهت میدم اونقدر که اروم شی حتا اگه تا اخرین قطره خونم باشه
جونگمین طاقت شنیدن اون حرفا رو نداشت صورتش رو سی.نه سوران گذاشت و سرش تکون داد
جونگمین:نه نه....نمیخوام
تن سوران تو هوای سرد لرزید جونگمین به چشم بهم زدنی کاپشن سوران اورد
جونگمین اروم گفت:بپوش هنوز اونجارو ندیدی!

_________________ بعد دوهفته درخدمتتونم ببخشید که زودتر نشد
اینم ازین قسمت دیگه فک کنم حس جونگمین براتون مشخص شد.اینم بگم که قسمت بعد رمزیه البته یه تیکه کوتاهه من تو رمزی نوشتن روم خیلی باز نیست خودتون بیشتر تصورش کنید
تا قسمت بعد مراقب خودتون باشید





:: مرتبط با: Midnight ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
https://forumyazicioglu.com چهارشنبه 19 دی 1397 08:00 ب.ظ
I got this website from my pal who shared with me about this site and at
the moment this time I am browsing this web site and reading very informative posts at this place.
Cialis pills پنجشنبه 15 آذر 1397 12:24 ب.ظ

Factor clearly used!.
cialis rckenschmerzen cialis daily reviews cialis wir preise cialis 20 mg best price cialis from canada order a sample of cialis warnings for cialis tadalafil generic cialis e hiv cialis side effects
buy cialis cheap چهارشنبه 14 آذر 1397 04:18 ب.ظ

Amazing quite a lot of useful knowledge.
look here cialis order on line cialis generic availability buy cheap cialis in uk cialis prices cialis for sale in europa we recommend cialis best buy buying cialis overnight cialis 10mg prix pharmaci cialis pills in singapore cialis 20 mg cut in half
Buy cialis online چهارشنبه 14 آذر 1397 03:57 ق.ظ

Cheers, Useful stuff.
prices on cialis 10 mg cialis generika generic cialis 20mg uk opinioni cialis generico usa cialis online cialis pills price each only now cialis 20 mg cialis price in bangalore rx cialis para comprar generic cialis soft gels
buy tadalafil pills سه شنبه 13 آذر 1397 05:31 ق.ظ

Very good forum posts. Kudos.
acheter cialis kamagra buying cialis in colombia cialis farmacias guadalajara cialis for sale are there generic cialis walgreens price for cialis cialis en 24 hora only best offers cialis use buy generic cialis side effects of cialis
rules of survival hack link دوشنبه 12 آذر 1397 08:33 ب.ظ
We stumbled over here coming from a different website and thought I may as well check things out.

I like what I see so now i'm following you. Look forward to checking
out your web page again.
buy cialis online safely دوشنبه 12 آذر 1397 05:26 ب.ظ

You've made your position extremely clearly.!
cialis uk cialis mit grapefruitsaft enter site very cheap cialis cialis in sconto cialis 20 mg cut in half buying cialis overnight we choice free trial of cialis achat cialis en europe cialis pills cialis dosage
buy tadalafil online دوشنبه 12 آذر 1397 05:13 ق.ظ

You said this very well.
generic cialis soft gels we choice free trial of cialis 40 mg cialis what if i take cialis generika in deutschland kaufen walgreens price for cialis tadalafil 20mg cialis online deutschland recommended site cialis kanada buying cialis in colombia enter site very cheap cialis
rules of survival hack rpg شنبه 10 آذر 1397 11:15 ب.ظ
Fine way of explaining, and nice piece of writing to take information concerning
my presentation subject matter, which i am going to convey in university.
buy cheap cialis on line شنبه 10 آذر 1397 05:26 ب.ظ

You actually revealed this terrifically!
generic cialis 20mg tablets what is cialis tadalafil 5mg cialis cuantos mg hay when will generic cialis be available the best site cialis tablets cialis alternative can i take cialis and ecstasy we like it cialis soft gel american pharmacy cialis
buy cialis uk شنبه 10 آذر 1397 04:25 ق.ظ

Cheers! Loads of info!

cialis venta a domicilio we choice free trial of cialis cialis lilly tadalafi viagra cialis levitra cialis 20 mg cialis generico lilly cialis in sconto cialis price in bangalore generic cialis levitra buy online cialis 5mg
buy generic cialis pills جمعه 9 آذر 1397 05:10 ب.ظ

With thanks! Helpful information.
cialis cost online cialis generic cialis at walmart bulk cialis how much does a cialis cost female cialis no prescription cialis australian price we choice cialis pfizer india price cialis per pill enter site very cheap cialis
Generic cialis جمعه 9 آذر 1397 05:25 ق.ظ

Really quite a lot of fantastic information.
cialis prices in england sialis preis cialis 20mg schweiz cialis prices cialis price thailand side effects for cialis cheap cialis online cialis cialis 5 effetti collaterali deutschland cialis online
Cialis generic پنجشنبه 8 آذر 1397 06:13 ق.ظ

Tips well utilized..
we use it cialis online store cialis kamagra levitra rezeptfrei cialis apotheke acheter cialis kamagra cialis for sale cialis canadian drugs cialis generic cialis generique cialis generico in farmacia get cheap cialis
buy tadalafil online چهارشنبه 7 آذر 1397 05:39 ق.ظ

Reliable tips. With thanks.
cialis generico online we choice cialis pfizer india cialis prices achat cialis en europe cialis daily dose generic acheter cialis meilleur pri cialis canada on line cialis coupon generic cialis levitra cialis 5 mg scheda tecnica
buy levitra online جمعه 20 مهر 1397 11:39 ق.ظ

You said that effectively!
levitra 20 mg bayer prezzo levitra 20 mg bayer prezzo generic levitra levitra 20mg levitra 20 mg levitra 20 mg levitra prices cheap 20mg levitra levitra 20 mg cheap 20mg levitra
http://cialisbuys.com/ سه شنبه 27 شهریور 1397 11:23 ب.ظ

Fantastic forum posts. Appreciate it.
cialis 20 mg cost how does cialis work cialis coupon wow look it cialis mexico recommended site cialis kanada wow cialis tadalafil 100mg we choice free trial of cialis ou trouver cialis sur le net cialis pills enter site very cheap cialis
indiancountrytodaymedianetwork.com دوشنبه 26 شهریور 1397 12:41 ب.ظ
Yоu are my inspiration, I possess feѡw web logs and sometimees run out from brand :).
"Truth springs from argument amongst friends." by Daѵid Hume.
dumb ben یکشنبه 25 شهریور 1397 08:04 ب.ظ
And that means you wish to be an effective copywriter; you can begin now through getting your
Hubpage articles featured!
why not check here یکشنبه 25 شهریور 1397 05:28 ب.ظ
I waas looking at some ⲟf your articles on this website and I
think this site is rattling informative! Keeep putting up.
https://www.getjar.com/categories/all-games/puzzle-and-strategy-games/Clash-of-Clans-Cheat-960890 پنجشنبه 15 شهریور 1397 04:17 ب.ظ
My name is Joy Philip, from Canada.
http://viagraky.com/ پنجشنبه 15 شهریور 1397 03:11 ب.ظ

Great stuff. Regards.
cialis generico postepay cialis online napol cheap cialis cialis for daily use click now buy cialis brand cialis from canada bulk cialis achat cialis en itali opinioni cialis generico costo in farmacia cialis
drugstore online چهارشنبه 14 شهریور 1397 06:02 ق.ظ

Regards! Loads of material!

canadian pharmacy king canadian pharmacys drugs for sale canadian online pharmacies reviews canadian online pharmacies reviews northwest pharmacies mail order canadian pharmacies stendra pharmacy canada reviews canadian pharmacy online pharmacies of canada
http://rldta.com/ سه شنبه 13 شهریور 1397 09:51 ق.ظ

Whoa tons of beneficial information!
buy viagra online with paypal how to get viagra with prescription buy viagra cheap uk how to buy viagra online safely sildenafil citrate discount viagra purchase viagra viagra online usa where to buy real viagra cheap generic viagra online pharmacy
http://cialisvbuy.com/ یکشنبه 11 شهریور 1397 05:10 ب.ظ

This is nicely said! !
cialis para que sirve precios cialis peru import cialis cialis 30 day trial coupon rezeptfrei cialis apotheke acheter du cialis a geneve cialis rezeptfrei sterreich prezzo cialis a buon mercato cialis billig cialis 20 mg cost
buy viagra discount سه شنبه 23 مرداد 1397 06:06 ق.ظ

Kudos, Plenty of data!

viagra pharmacy levitra buy viagra online india prescription viagra uk viagra or sildenafil buy generic viagra online uk order viagra online no prescription buy viagra cvs viagra cheap online uk uk cheap viagra generic viagra uk pharmacy
babecolate.com/buy-cialis-china.html دوشنبه 22 مرداد 1397 09:48 ب.ظ

Reliable material. Appreciate it!
cialis y deporte only here cialis pills link for you cialis price cialis tablets generic for cialis generic cialis 20mg uk cialis kaufen wo cialis canada on line generico cialis mexico cialis super kamagra
Cialis prices دوشنبه 7 خرداد 1397 09:03 ق.ظ

You said it very well.!
effetti del cialis canadian cialis online cialis cialis generico en mexico cialis professional yohimbe prix de cialis cialis dosage calis cialis arginine interactio when will generic cialis be available
Cialis pills پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 09:44 ق.ظ

Incredible a lot of great advice!
comprar cialis 10 espa241a warnings for cialis generic cialis pro safe site to buy cialis online cialis flussig 5 mg cialis coupon printable achat cialis en itali no prescription cialis cheap cialis qualitat how to buy cialis online usa
Cialis canada جمعه 7 اردیبهشت 1397 11:46 ب.ظ

Seriously many of awesome material!
compare prices cialis uk cialis e hiv prezzo cialis a buon mercato cipla cialis online buy cheap cialis in uk cialis reviews cialis 5mg prix cialis 200 dollar savings card cialis canadian drugs cialis manufacturer coupon
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30