عروسک ها مهربانند...
با تو حرف می زنند برایت دست تکان می دهند و قول می دهند بچه های خوبی باشند... حتی خرسی شیطون بلا ...
همه شادند گاهی با هم دعوا می کنند... اما دنیای عروسک ها قانون قهر ندارد
حکم قاضی همیشه آشتی است. ...
دنیای عروسک ها خیلی قشنگ است همیشه عاشقند ....
عاشقانی که همیشه زیر باران قدم می زنند
همیشه با هم شام عاشقانه می خورند.
همیشه چشم به راه هم می مانند.
دنیای عروسک ها لغات تاریک ندارد فرهنگ لغاتشان پر از لغات زیباست خیانت کلام غریبه ایست....
دنیای عروسک ها مثل دنیای آدم ها نیست آنها تنها یک قلب دارند٬ یک عشق دارند و یک زبان برای ابراز عشق ...
شاید آدم ها برای همین عروسک ها را ساخته اند تا زیبایی ها را فراموش نکنند ....
دلم می خواهد عروسکی شوم در دست کودکی مهربان تا مرا در مهمانی عروسک هایش راه دهد و آنجا در کنار شاهزاده ی مهربان خواب هایم ترانه بخوانم و زیبا عاشق شوم و زیبا غزل بخوانم ....
دوست خوبم، می آیی در زمان سر بخوریم؟! سرسره بازی در زمان هم دنیایی دارد............دنیایی عروسکی......
.
.
به وبلاگ عروسک ها خوش اومدی.....
  :: مدیر وب سایت : F@ti KhanÔm Gôl
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

1 3 5 7 16





Powered by WebGozar

   

گاهی باید کودک باشی تا پاکی و زیبای و صداقت دنیای عروسک ها یادت نرود.......

.:نقد و بررسی داستان ها وب :. - اولین داستان: don`t forget me - by raha (تمامی نظرات جواب داده شد)
سه شنبه 10 مرداد 1391 ساعت 02:25 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست ღ❤Dolls Domination❤ღ | ( نظرات )
سلام به دوستان مهربونم...... 
بلاخره این بخش از وبلاگ هم راه اندازی شد.... از این به بعد هر دوهفته یکی از داستان های نویسنده های وبلاک مورد نقد و بررسی قرار میگیره و شما میتونید سوالاتتون رو با نویسنده در میون بذارید....

قرعه ی این هفته به نام رها جون در اومد با داستان don`t forget me

مطمئنا خیلی ها با این داستان اشنا هستن و کلی خاطره باهاش دارن......  به این قسمت برید ...رها در مورد داستان توضیح داده ...یک هفته وقت دارید سوال هاتون رو بپرسید...بعد رها شروع به جواب دادن میکنه ....
منتظر نظرات قشنگتون هستیم.....بوووووووس






:: مرتبط با: .:نقد و بررسی داستان ها ی وب :. , ღ❤Dolls Domination❤ღ ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Sima.FG جمعه 12 آبان 1391 12:52 ق.ظ
داستانت عالی و بی نقص بود..راستی سلام..هرچند من ادامشو دان کردم..چون نت نداشتم!!!!!!هییییییییییییی
اهه اهه..من چقد پای داستانت اشک ریختم تازه!نچ نچ نچ
ولی واقعا قشنگ بود
Dr Jungi پنجشنبه 5 مرداد 1391 06:07 ق.ظ
اه من اینقد ازین داستانه بدم میومدنویسندشششششششششششششششدختره ی ایش ایش
نه خداییش داستان خوفی بود تو فک کن جزء اولیا بود تقریبا باو اولینایی که من خوندمهی هیییییییییییاولی که خوندم فک کنم بکس اف جی بودنبعدم با من برقص الما فیلیییییییییییییییییپپپپپ بعدم وب مهیو کشف کردمداستان تو و نیلوفر مریم و شیمیم و اووووو:-". زیاد نویسنده نبود یادش بخیییییییییییر الان هر وب چل پنجاتا نویسنده دارهبعدم قزی وب زدآخییی J-: بعدم رفتی یه وب زدی وب داستان کوتاه با الما ... نیلوفر و پردیسم مدیر بودن ما که ندیدیمشونهیییییییی یاده اون موقعها افتادم:-< با اینکه موقعی که اومدم دیگه از حالت همیشگی درومده بود ولی خیلی خفنتر بود نبود ؟ زیاد ور زدم هیچ ربطیم نداشت حالا گفتم یاده گذشته ها کنیم غمباد بگیریمبرو دیگهP:<میخواستی تاییدم نکنبدرووودت فرزندم وو آی نی همه
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
نگران نباش نویسنده ی داستان هم از تو بدش میومد:)))))
بله بله ما جزو پیش کسوتان بودیم و هستیم:))))
وب من که یه دونس کلا!!!تنها وب داستان کوتاه!
ور زدن که کار همیشگیته!!!
الان من فرزند توام بدبخت؟؟
باید به من بگی سونبه:)))))
به قول خودت بدرووووووووووووووووووود
سیماجوون سه شنبه 3 مرداد 1391 09:01 ق.ظ
خب بذار استارتشو من بزنم
سلام رهاجونی.... داستانتو همون موقع میخوندم كه میذاشتی... حالا نمیدونم برات نظر گذاشته بودم یا نه ولی داستانت جزو اولین داستانای دبل اسی بود كه میخوندم... حالا به قول خودت ریتمش بچه گونه بود آره یكم... ولی همون موقع پیش بعضی داستانا ریتم خوبی داشت...
یه چیزی حق با توئه... كاش به جای نقد داستان، نقد نویسنده بود... فك میكنم اینجوری بهتر بود، حالا هركی هر داستانی ازت خونده میومد و نظرشو در مورد همون میگفت....

رهاجون موفق باشی خانمی و به نوشتن ادامه بدی
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام سیما جونییییی
آره عزیزم گذاشته بودی...من همه ی کسایی که برام نظر میذارنو یادمه:)
خب من خودمم اون موقع بچه بودم:))))
مرسی عزیزم نظر لطفتههههه...
آره به نظر منم نقد نویسنده بهتر بود...ولی بهر حال:))
ممنون عزیزم
میدوستمت
بوووووس
هلن یکشنبه 1 مرداد 1391 02:40 ق.ظ
سلام عزیزم ماه رمضانت مبارك باشه انشاالله ماه بربركتی داشته باشی عزیزم من متاسفانه تابه حال داستانت رونخوندم میخوام بدونم توی كدوم سایت داستانت روكامل كذاشتی جون باكوشی میام نمیتونم دانلود كنم بس بی زحمت جایی روبكوكه به صورت كامل باشه
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام عزیزم...تو هم همینطور
خب من این داستانو تو وب مهی میذاشتم ولی آدرسش عوض شده حالا...میتونی از قسمت دانلود ها کل داستانمو دانلود کنی:)
نازنین شنبه 31 تیر 1391 11:07 ب.ظ
سلام رها جون خوبی؟؟
مثل این که قراره خودم افتتاحش کنم
خوب داستان خیلی قشنگ بود من خیلی دوسش داشتم حتی الان دوباره دانلودش کردم
تو قبلا داخل سایت نارنگی یه قسمت گزاشتی گفتی میخوام ادامش بدم نزاشتی
ولی دیگه نزاشتی؟؟؟
میخواستم بپرسم دیگه چرا ادامش ندادی خیلی دوست داشتم ادامش بخونم
بوووووووووووووووووووس

ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام عزیزم...نظرات تاییدیه نمایش داده نمیشه:)))
مرسی عزیزمممممم...آره یادمه...گفتم شاید چند قسمت همینطوری از آینده بذارم ولی از اولشم تصمیم نداشتم ادامه بدمش...چون به نظرم ادامه ش بیخود میشد...
ولی حتما سال بعد چند قسمت از آینده ش میذارم(میگم سال بعد چون بعد از کنکور با کلی داستان برمیگردم)
بووووووووووووووووس
*-*Sara*-* شنبه 31 تیر 1391 08:05 ب.ظ
سلااااام رها خانوم گل
من داستان قبلیت رو خوندم این داستان رو هم كه میخونم،به نظرم این داستان موضوع باحال ترى داره،اما اون هم به عنوان تجربه ى اول خوب بود،تنها مشكلى كه میشه گفت(كه همچین خاص هم نیست،اصلاً نیست)اینه كه موضوعات خیلى سریع میگذره،مثلاً تو اون داستان خیلى سریع یهو خوب شد همه چى، زودى ازدواج كردن،یا تو این داستان جونگ مین خیلى سریع یهو رفت دنبال ریا باهم رفتن بیرون
ولى هردو داستانت رو دوست داشتم و دارم
راستى زودتر ادامه اش رو بذار دیگه
موفق باشى
فعلاً
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام سارا جونم...مرسی عزیزم....خب در مورد فراموشم نکن حرفت درسته یه کم اتفاقات سریع بود چون تجربه ی اولم بود...ولی درمورد داستان جدیدم همونطور که گفتم چون موضوعش پیچیدش ممکنه یه قسمتاییش درست برداشت نشه...
در مورد چیزی که گفتی جونگمین خیلی یهویی میره دنبال ریا...دلیلشم توی داستان گفتم...
چون جونگمین به هر حال یه نفره و چون توی اونیکی دنیا عاشق ریاست و با هم نامزدن وقتی توی اینیکی دنیا ریا رو میبینه احساس میکنه تازه عاشقش شده در صورتی که قبلا عاشقش بود:)
مرسی عزیزمممممممم
میدوستمت
تو هم موفق باشی
فرناز شنبه 31 تیر 1391 03:41 ب.ظ
سلام ببخشید من داستانو که دانلود میکنم تویه آخرین لحظه مینویسه فایل آسیب دیده برا همین خودکار صفحه بسته میشه حالا میشه بگین چیکار کنم ممنون.
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام عزیزم...در اولین فرصت لینکشو درست میکنم:)
توصیه میکنم داستان جدیدمو بخونی...همونطور که گفتم اون یه کم بچه گانس:)
NaDa 2M جمعه 30 تیر 1391 08:31 ب.ظ
ااااا تاییدی بود؟؟....هه هه..خب شاید من اولین نفر نباشم...

خب داستان جالبی بود....من از اخراش دنبالش کردم....دومین داستانی بود که تو وب خوندم....نقدش یه کمی سخته........
خب میدونی...این مشکل تو 90 درصد داستانای وب هست..البته مشکل نیستا...چون اسم براش پیدا نمیکنم میگم مشکل..........یه دختری وارد داستان میشه....بعد دونفر باهم عاشقش میشن....(حداقل دو نفر!!)...بعد اونا خیلی خوب باهم رفتار میکنن.....اصلا انگار نه انگار که یکی میخواد عشق اون یکی رو بگیره...خب این غیر قابل هضمه.....میدونی؟؟..

فقط همین به ذهنم رسید........شرمنده..اخه چند ساعته پشت نتم....مخم ابش خشک شده...

ولی درکل داستان خوبی بود....من که دوسش داشتم.....خیلی هم اونجور که فکر میکنی اماتور نبود بابا...خوب بود....مرسی از تلاشت عزیزم...

موفق باشی...
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلامممم
مرسی عزیزم...
آره خب...این موضوع خیلی کلیشه ای شده...
درکت میکنم قابل هضم نیست...ولی قبول کن سخته آدم دو تا از پسرای دابل اسو بندازه جونه هم:))
مرسی عزیزم...خوشحال میشم داستان جدیدم رو هم بخونی:))))
تو هم موفق باشی:)
NaDa 2M جمعه 30 تیر 1391 08:27 ب.ظ
اهم اهم...من اولین نفرم؟؟...

اوه اوه...
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
:))))
تاییدیه
yasaman جمعه 30 تیر 1391 08:06 ب.ظ
سلام رهاییییییییی
چطوری؟
اخی من عاشق داستانت بودم ولی یادم نمیاد که اون موقع ها برات نظر گذاشته بودم یا نه...اخی یاد اون موقع ها افتادم داستانت تو سایت محیا خیلی طرفدار داشت یکی داستان تو خیلی طرفدار داشت یکی داستان you belong with me
بعدش نیلوفر اومد و heartbeat گذاشت.
اخیییییی...چقدر زمان زود میگذره.
بگذریم...نقد داستان...بنظر من اینطور که خودت میگی بچگانه بود اصلا هم بچگانه نبود و خیلی قشنگ بود اولین داستانی بود که من خوندمو خیلی دوستش داشتم...ولی یه جاش رو خیلی بد نوشته بودی...یه جاش بود که جونگمین میگه من قلبم درد میکنه...بعدش میرن بیرون میبینن که جونگمین غش کرده بود...اگه یه کم اونجا رو طبیعی تر مینوشتی داستانت خیلی قشنگتر میشد...من نمیدونم معمولا تو نقد چی میگن برای همین اگه اشکالی چیزی داشت ببخشید...راستی یه جای داستان از شخصیت الینا خیلی شوکه شدم یه جاش هست که میشینن بازی میکنن و الینا مجبور میشه تی شرتشو دربیاره...از اینکه الینا خیلی بیخیال بود کلی شوکه شده بودم و بیشتر ازش خوشم اومد چون معمولا خیلی ها هستن که وقتی درمورد یه دختر ایرانی مینویسن حتما اون دختره عین یه فرشته پاکه و مظلومه ولی الینا خیلی شخصیت باحالی داشت...درکل داستانت جز اولین داستانای قشنگ دبل اس بود...من که عاشقش بودم و هستم الانم وقتی دیدم لینک دانلودشو گذاشتی کلی خوشحال شدم...اگه اون موقع ها برات نظر نذاشتم و چیزی نگفتم منو ببخش جیگرم در عوض الان میگم که عاااااشق داستانت بودم...خیلی دوستش داشتم.وقتی فهمیدم الینا سرطان داره اشکم دراومد و کلی بهش بد گفتم که چرا هیون جونگ رو ول کرد و رفت امریکا...از جای هیون من دلم شکست...راستی اینم بگم که از اینکه الینا به جونگمین رسید خیلی خوشحال شدم...دوست داشتم به هیون برسه ولی انگار بیشتر به جونگمین میومد تا به هیون...منظورمو فهمیدی؟؟؟
دلم برای اون موقع ها تنگ شد...مرسی عزیزم از اینکه داستانی به این قشنگی نوشتی.
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام عزیزممممممممم....آره فکر میکنم گذاشته بودی:)))
آره...زمان پرواز میکنه...برا منم زود گذشت:)
امممممم...درسته...شاید کمی غیر طبیعی بوده باشه...من دقیق یادم نیست چی نوشته بودم:)
ولی اگه مشکلی داشت ببخشیییییییییدددد....
آره من خودم عقیده دارم دختر ایرانی و آمریکایی نداره...میتونه خیلی راحت یا خجالتی باشه...فرقی نمیکنه از چه فرهنگی باشه...
آره خب...ولی من خودم دوست داشتم به هیون برسه:)نمیدونم چرا به جونگمین رسوندمش:))))))
منم دلم تنگ شده...خواهش میکنم گلم...منم ازت ممنونم که داستانمو خوندی...
yasaman جمعه 30 تیر 1391 08:05 ب.ظ
سلام رهاییییییییی
چطوری؟
اخی من عاشق داستانت بودم ولی یادم نمیاد که اون موقع ها برات نظر گذاشته بودم یا نه...اخی یاد اون موقع ها افتادم داستانت تو سایت محیا خیلی طرفدار داشت یکی داستان تو خیلی طرفدار داشت یکی داستان you belong with me
بعدش نیلوفر اومد و heartbeat گذاشت.
اخیییییی...چقدر زمان زود میگذره.
بگذریم...نقد داستان...بنظر من اینطور که خودت میگی بچگانه بود اصلا هم بچگانه نبود و خیلی قشنگ بود اولین داستانی بود که من خوندمو خیلی دوستش داشتم...ولی یه جاش رو خیلی بد نوشته بودی...یه جاش بود که جونگمین میگه من قلبم درد میکنه...بعدش میرن بیرون میبینن که جونگمین غش کرده بود...اگه یه کم اونجا رو طبیعی تر مینوشتی داستانت خیلی قشنگتر میشد...من نمیدونم معمولا تو نقد چی میگن برای همین اگه اشکالی چیزی داشت ببخشید...راستی یه جای داستان از شخصیت الینا خیلی شوکه شدم یه جاش هست که میشینن بازی میکنن و الینا مجبور میشه تی شرتشو دربیاره...از اینکه الینا خیلی بیخیال بود کلی شوکه شده بودم و بیشتر ازش خوشم اومد چون معمولا خیلی ها هستن که وقتی درمورد یه دختر ایرانی مینویسن حتما اون دختره عین یه فرشته پاکه و مظلومه ولی الینا خیلی شخصیت باحالی داشت...درکل داستانت جز اولین داستانای قشنگ دبل اس بود...من که عاشقش بودم و هستم الانم وقتی دیدم لینک دانلودشو گذاشتی کلی خوشحال شدم...اگه اون موقع ها برات نظر نذاشتم و چیزی نگفتم منو ببخش جیگرم در عوض الان میگم که عاااااشق داستانت بودم...خیلی دوستش داشتم.وقتی فهمیدم الینا سرطان داره اشکم دراومد و کلی بهش بد گفتم که چرا هیون جونگ رو ول کرد و رفت امریکا...از جای هیون من دلم شکست...راستی اینم بگم که از اینکه الینا به جونگمین رسید خیلی خوشحال شدم...دوست داشتم به هیون برسه ولی انگار بیشتر به جونگمین میومد تا به هیون...منظورمو فهمیدی؟؟؟
دلم برای اون موقع ها تنگ شد...مرسی عزیزم از اینکه داستانی به این قشنگی نوشتی.
الهام* جمعه 30 تیر 1391 05:40 ب.ظ
سلام رهایی
من کوچولو بودم اونو خوندم
زیاد یادم نمیاد
یادمه کپل میذاشتم دهنم داستان میخوندم...دو قسمت در میون هم نظر میذاشتم
ولی خب داستانت جزو اولین داستانایی بود که خوندم...و یادمه که اونموقع ها خیلی خوشم اومد ازش...
انتقاد نمیکنم چون خیلی گذشته و همونطور که گفتی هممون اوایل جاده خاکی میزدیم(خودم بیشتر از همه)
ولی اگه توصیفات جالب نبود حتما نمیخوندم!!
پس قشنگ نوشته بودیش
یه انتقاد دارم راستی
الی باید می مرد یکم خاکستری پررنگ شد!!
ღ❤Dolls Domination❤ღ پاسخ داد:
سلام الهام جونی
اوووووووف پس من اون موقع نی نی بودممممم:))))
بله بله...دختری مه نظر نمیگذاشت بود:))))))))))بعد از اون تجربه ی تلخخخخخخ برا همه نظر میذاری:)))
مرسی الهام جونی
الی هم به کوری چشم بعضیا زنده موند...:))
شوخیدم
میدوستمتتتتت
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.